


پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:
«... یا فاطمة! لو ان کل نبی بعثه الله وکل ملک قربه شفعوا فی کل مبغض لک غاصب لک ما اخرجه الله من النار ابدا
ای فاطمه! اگر تمام پیامبرانی که خدا برانگیخته و تمام فرشتگانی که مقرب درگاه خود گردانده است، برای هر کینه توزی که حق تو را غصب نموده است، شفاعت کنند، هرگز خدا او را از آتش [دوزخ] خارج نمی سازد .»
این روز ها خوب درک می کنم
شاید کمی از درد پهلو
شاید با هر نفس درد
شاید غم بی کسی
شاید ...
مادر مرا دریاب...
این روز ها ،نه شاید این شبها
سرم درد می کند...
شاید به تو رفته ام مادر...
دیشب دعای مرگ کردم...
روز تولدم بود ۲۷ فروردین شاید...
روز شهادتت نجف ؟؟؟
دعایم مستجاب شود شاید...
مادر دعایم کن برای رفع این درد
بهتر می شود حال خرابم
اگر قسمت دهم به حسینت به حسنت به همسرت به دخترت
مرا دعا کن ...
شاید بمیرم شاید...
فقیر یعنی آنکه خود را در برابر حق مالک هیچ چیز نمی داند.
(دکتر قمشه ای)
تسلیت دل من
دل بیچاره من
دل غم دیده من
نطفه ای به آسمان ها پرکشید
متولد نشده ها سوگوارند
فرزندم...به کدام گناهم رفتی؟
به کدام ناسپاسی ام از برم پر کشیدی؟
قلبم از شکستگی ،تیر می کشد
از بی رحمی دنیا لبان محبتم خشکیده اند
کودکم،چه انتظار غریبی دلم می کشد
تو که دیگر بر نمی گردی...
برمیگردی؟
امشب دخیل پنجره فولاد میشوم
با یک نگاه سبز تو دل شاد می شوم
من آن کویر حسرت باران رحمتم
با اشک های زائرت اباد میشوم
برادر خوبم علی فارسی
حضرت محمد(ص)فرمودند:هرکس مردم را از این دعا با خبر کند در گرفناریش گشایش پیدا میکند. ((سبحان الله یا فارج الهم و یا کاشف الغم فرّج همی و یسّر أمری و أرحم ضعفی و قلة حیلتی و أرزقنی من حیث لا أحتسب یا رب العالمین))
استاد روپوش سفید و تمیزی پوشیده بود
تا گرد گچ روی لباسش ننشیند.
صدایش سخت به ما که ته کلاس نشسته بودیم میرسید
می گفت:(تمام عضلات بدن از مغز دستور میگیرند
اگر ارتباط مغز با اعضای بدن قطع بشود
اعضا هیچ حرکتی نخواهند داشت
اگر هم داشته باشند کاملا غیر ارادی ونا منظم خواهد بود)
حرف استاد که به اینجا رسید
یکی از دانشجوها که مسن تر از بقیه بود
و همیشه ساکت. بلند شد وگفت:
ببخشید استادُ
وقتی ترکش توپ سر رفیق منو از زیر چشم هاش قطع کرد
" تا یک دقیقه الله اکبر میگفت"
سر نماز هم بعضی دست بردار نبودند. به محض این که قامت می بستی ، دستت از دنیا! کوتاه می شد و نه راه پس داشتی نه راه پیش، پچ پچ کردن ها شروع می شد. مثلاً می خواستند طوری حرف بزنند که معصیت هم نکرده باشند و اگر بعد از نماز اعتراض کردی بگویند ما که با تو نبودیم!
اما مگر می شد با آن تکه ها که می آمدند آدم حواسش جمع نماز باشد؟ مثلاً یکی می گفت: واقعاً این که می گویند نماز معراج مؤمن است این نماز ها را می گویند نه نماز من و تو را . دیگری پی حرفش را می گرفت که : من حاضرم هر چی عملیات رفتم بدهم دو رکعت نماز او را بگیرم. و سومی: مگر می دهد پسر؟ و از این قماش حرف ها. و اگر تبسمی گوشه لبمان می نشست بنا می کردند به تفسیر کردن: ببین! ببین! الان ملائکه دارند غلغلکش می دهند. و این جا بود که دیگر نمی توانستیم جلوی خودمان را بگیریم و لبخند تبدیل به خنده می شد، خصوصاً آن جا که می گفتند: مگرملائکه نا محرم نیستند؟ و خودشان جواب می دادند: خوب با دستکش غلغلک می دهند.
در تفحص شهدا، دفترچه یادداشت یک شهید شانزده ساله پیدا شد که گناهان هر روزش را در آن یادداشت کرده بود. گناهان یک روز او عبارت بودند از : • سجده نماز ظهر طولانی نبود • زیاد خندیدم • هنگام فوتبال شوت خوبی زدم که از خودم خوشم آمد
اَعظَـــــــــــــمَ اللهُ اُجُورَکُـــم ...
مرحوم آیت الله حق شناس(رحمة الله):شیطان بیست و چهار ساعته مواظب شماست، داداش جون! او تو را می بیند و تو او را نمی بینی، ولیکن همین که از ذکر خدا غافل شدی در دام شیطان می افتی. وقتی در قیامت پرده ها از برابرت برداشته شد آن وقت می فهمی که سرت کلاه رفته آن وقت دیگر نه راه پس داری نه راه پیش.

مرحوم آیت الله حق شناس (رحمة الله علیه):وقتی شیطان می آید تا ذکر خدا را از یاد شما ببرد، به پروردگار پناه ببرید، چرا که او هم پروردگار شماست و هم پروردگار این سگ (شیطان) ،پروردگار تو را یاری می کند داداش جون!

چندین سال باید درب خانه ی پروردگار را بزنی، تا انشالله درب باز شود، داداش جون!
بکوب حلقه در را که عافبت ز سرای
سری برون آید چون حلقه را بجنبانی
مرحوم ایت الله حق شناس.
گرفتار این افکار نشوید که امروز نشد ،فردا! حالا نماز خواندنم یک دقیقه دیر بشود یا زود ،چه فرقی می کند! این افکار چرند است داداش جون
مرحوم آیت الله حق شناس (رحمة الله علیه) می فرمودند:آنقدر در آرامگاه قبر بخوابی که استخوانت بپوسد.فرصت را مغتنم بشمار داداش جون...تا که زود است بزن بر دامن صاحب دلی دست...
احرام حسین بن علی آن لباس کهنه بود که در وقت وداع از خواهرش زینب (سلام الله) طلبید و زیر جامه اش پوشید برای اینکه اشقیاء،بدن مبارکش را بعد از شهادت برهنه نکنند...
اسلام علیک یا اباعبدلله الحسین(علیه السلام)
تو صیادی من آهوی دشتم
تابه دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم....
آقا جان شما رو به ابروی مادرتون زهرا کمکمون کنید...ما توو این آخر الزمان گیر کردیم...
از ابن ابی عمیر از ابان ابن عثمان از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که مردی نزد آن حضرت آمد و گفت:پدر و مادرم فدای تو باد.مرا پندی بده.آن حضرت فرمود:اگر خداوند روزی را عهده دار است،پس غم و غصه برای چیست؟ اگر روزی تقسیم گردیده،پس حرص برای چیست؟ اگر حساب حق است، پس جمع آوری برای مال برای چیست؟ اگر عوض گرفتن از خداست،پس بخل برای چیست؟ اگر کیفر آتش حق است، پس گناه برای چیست؟ اگر مرگ حق است،پس شادمانی برای چیست؟ اگر عرضه شدن بر خدا درست است،پس نیرنگ برای چیست؟ اگر عبور بر صراط حق است، پس خودپسندی برای چیست؟ اگر هرچیزی بر قضا و قدر است، پس اندوه برای چیست؟ اگر دنیا فناپذیر است،پس دلگرمی به آن برای چیست؟
برای چیست؟
الخصال جلد ۲ صفحه ۴۵۰

يا رب چه قشنگ است و چه زيبا حرم قم
چون جنت اعلا، حرم محترم قم
بانوي جنان، اخت رضا، دختر موسی
دردانه زهرا و ملائك خدم قم
اين مژده بس او را كه بهشت است جزايش
هر كس كه زيارت كندش در حرم قم